سه‌شنبه ۰۲ خرداد ۱۳۹۶ - May 23 2017
تاریخ انتشار: ۰۴ دی ۱۳۹۵ - ۲۱:۵۰
کد خبر: ۲۷۰۹۳
زهرا رستگار، خبرنگار و دانشجوی عکاسی
کارسینوما نام پنجمین نمایشگاه انفرادی صالح تسبیحی است،  نمایشگاهی ترکیبی از عکس و چیدمان که او در این مجموعه شاهد زندگی شخصی است که با بیماری سرطان دست و پنجه نرم می‎کند.
شاید نام کارسینوما را کمتر شنیده باشیم؛ اما، کارسینوما نیز نوعی سرطان یا همان رشد بدخیم سلول‎هاست. کارسینوما از سلول‎های تمایز یافته‌ای به‌وجود آمده‌ است که رفتار و شکل خاصی دارند و در این نوع بیماری سلول‎ها، غیرطبیعی و به صورت کنترل نشده تکثیر یافته و می‎توانند بافت‎های مجاور را درگیر کنند. به عبارت دیگر تسبیحی در این مجموعه نگاه دیگری از سرطان را به همراه چیدمانی از جعبه‌ها و اشیاء به نمایش می‎گذارد.
این هنرمند نگاهی پر ابهام و متفاوت از سرطان را به ما نشان می‌دهد. همان‌طوری که بیماری کارسینوما از سلول‎هایی با رفتار کنترل نشده تشکیل شده و جان آدمی را ذره ذره تسخیر می‎کند، هنرمند نیز کارسینوما را بلعنده می‎نامد، چرا که هر لحظه بیشتر و بیشتر جان را می‎بلعد و از انسان مبتلا به آن، موجودی تنها و پر از ترس و مبهم باقی می‎گذارد، ‎طوری که نمی‎داند هر لحظه این بیماری چه قدر در جانش نفوذ کرده و تا کجا می‎خواهد پیش رود. او این حس را با عکسی از یک بنای مبهم در وسط چاله‎ای از آب نشان می‌دهد.



تسبیحی با چیدمانی متفاوت در کنار عکس‌ها، مخاطب را با این بیماری همراه می‎کند و تصویری از درد می‎سازد که به عمق جان مخاطب نفوذ می‌کند و رفته رفته او را به دنبال خود می‎کشاند تا مدام از خود بپرسد، آیا هنوز هم زنده است؟ این تفکر سیال بین زندگی، بلعیده شدن و مرگ؛ در عکس‌های به نمایش در آمده و چیدمانش، ذهن را درگیرتر می‎کند.
چیدمان خاص دیگری از او، ساعتی ا‎ست که بدون داشتن عقربه روی طاقچه قرار داده شده و مانند چشمی است که پلک نمی‎زند و همین چیدمان بیشتر از هر چیز دیگر سکوت دردناک انسان مبتلا به کارسینوما و انتظارش برای لحظه‎ای بیشتر زیستن را نشان می‎دهد. از طرف دیگر کورسوی امیدی سمت راست ساعت بدون عقربه و پایین طاقچه وجود دارد؛ تک شاخه گیاهی با برگ‎های سبز، درون شیشه عطری، روئیده و بهار زندگی را نوید می‎دهد‎.



این هنرمند نوشته جعبه‎ها را باز کنید. جعبه‎ها زیادند، کدام باز می‎شوند، در درونشان چه چیزی برملا شدن این راز را انتظار می‌کشد. جعبه‎ها را باز می‎کنیم، آن‌ها درد دارند، صدای قیژ قیژ باز شدنشان گویی این درد را فریاد می‎زند.
در طرف دیگر نمایشگاه، عکسی از پوست سر بیمار و موهای تازه روئیده شده او، توجه مخاطب را جلب می‎کند. در کنارش، جعبه‎ای باز می‎‎شود و محتویات آن هرمی وارونه، بالای سر آدمکی قرار دارد که جاودانگی‎اش را هدف نابودی قرار داده است. جعبه‎ای دیگر آن نزدیکی است، باز می‎شود و موی سرش جداگانه در آن قرار گرفته است. انگار کارسینوما آخرین حمله را در پیش گرفته است...
در سمت دیگر عکس زنی در میان گل‎ها محو شده است، شاید استعاره‎ای لطیف بر نازک و شکننده بودن زن و نفوذ موجودی خونسرد و خشمگین را نشان می‎دهد؛ از درون، زن و زیبایی‎هایش را می‎گیرد و چیزی از او باقی نمی‎گذارد، جز پوسته انسانی یک زن که هنوز موجود است؛ اما، شبیه زیبایی و لطافت یک زن نیست. پوسته‎ای پر از سوال و ابهام و معلق‎بودن بین زمان، مکان، زنده بودن و زندگی. شاید علت این همه ابهام و سوال در عکس‎ها یا چیدمان نمایشگاه تسبیحی، مشخص نبودن دلایل به وجود آمدن بیماری کارسینوما باشد.  
در بخش دیگری از نمایشگاه عکس فردی پشت پنجره را نشان می‎دهد که روبروی پرده‎ای گلدار و رنگی ایستاده است، انگار نگاهش رو به روشنایی است، گویی در پشت آن پرده روشن و نورانی کسی منتظر گرفتن دستانش است، گویی می‌خواهد تاریکی را با همه قدرتش پشت سر بگذارد و امید و زیستنی تازه را فریاد بزند.



کارسینومای تسبیحی به مجموعه‎های دیگرش شبیه است و استفاده از چیدمان‎ها و جعبه‎های چوبی، در برخی دیگر از مجموعه‎هایش نیز به چشم می‎خورد. او افکار درونیش را به راحتی در اختیار مخاطب نمی‎گذارد. شاید هنرمند، به فکر واداشتن مخاطب، کنجکاوی‎ها و سوال‎هایش را دوست دارد. او مخاطب را در میان جعبه‎ها و عکس‎ها تنها می‎گذارد. دوست دارد مخاطب او را دنبال کند، جعبه‎ها را یکی یکی باز کند، تلاش کند، همراه شود، مکث کند، فکر کند، حس کند و در پایان در ذهنش همه عکس‎ها و چیدمان‎ها را کنار هم بگذارد و معنا کند.

منبع: دوهفته نامه آیت ماندگار
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
گزارش تصویری