جمعه ۰۴ اسفند ۱۳۹۶ - February 23 2018
تاریخ انتشار: ۱۹ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۹:۳۳
کد خبر: ۴۶۶۸۵
فیلم‌های روز هفتم جشنواره فیلم فجر
محمد علی باشه آهنگر فیلم‌های جنگی خوبی دارد. در فیلم‌های گذشته‌اش نشان داده که می‌تواند دست روی سوژه‌های ملتهبی بگذارد و با روایتی خویشتن‌دارانه از این مضامین ملتهب به سلامت عبور کند. سرو زیرخاک شباهت‌هایی با فیلم موفق فرزند خاک دارد.
میهن امروز- مازیار وکیلی: محمد علی باشه آهنگر فیلم‌های جنگی خوبی دارد. در فیلم‌های گذشته‌اش نشان داده که می‌تواند دست روی سوژه‌های ملتهبی بگذارد و با روایتی خویشتن‌دارانه از این مضامین ملتهب به سلامت عبور کند. سرو زیرخاک شباهت‌هایی با فیلم موفق فرزند خاک دارد. 

در واقع باشه آهنگر سعی کرده از مولفه‌های آن فیلم در سرو زیر آب هم استفاده کند. منتها مشکل سرو زیر آب در داستانی است که برای روایت انتخاب کرده، داستان سرو زیر آب به درد یک فیلم کوتاه می‌خورد نه فیلم بلند داستانی. فیلم کلی وقت تلف می‌کند تا داستان خود را شروع کند. وقتی هم داستان شروع می‌شود چیز خاصی ندارد که تماشاگر را مشتاق دنبال کردن داستان نگه دارد. 

مسئله جابه‌جا شدن شهدای جنگ انقدر موضوع جالبی نیست که بتوان روی آن مانور داد و بر اساسش یک فیلم بلند داستانی ساخت. به همین خاطر باشه آهنگر سعی می‌کند چیزهایی را به فیلم اضافه کند که ربطی به ماجرای اصلی ندارد. مثلاً یکی از دو خانواده فیلم را زردشتی در نظر می‌گیرد بدون این‌که این کار لزومی داشته باشد. اگر این خانواده زردشتی نبود چه اتفاقی برای فیلم می‌اُفتاد؟ هیچ. اگر آن لانگ‌شات‌ها نبود چه اتفاقی می‌افتاد؟ هیچ. اگر برادر جهانبخش شهید نمی‌شد چه اتفاقی می‌‌اُفتاد؟ هیچ. قصه فیلم انقدر بد و کم رمق است که اگر به جای این اتفاق‌ها هر اتفاق دیگری هم می‌اُفتاد هم فرقی نمی‌کرد. باشه آهنگر می‌توانست هر چیزی در فیلمش بگذارد، بدون این‌که در اصل ماجرا تفاوتی ایجاد شود. 

مشکل سرو زیر آب این است که داستانش انقدر جذاب نیست که بشود در قالب یک فیلم صد دقیقه‌ای تعریفش کرد. به خاطر همین اصلاً مهم نیست که در طول فیلم چه اتفاقاتی می‌افتد. به جای اتفاقات فعلی می‌توانست اتفاقات دیگری بی‌اُفتد بدون این‌که در اصل ماجرا تفاوتی ایجاد شود. مشکل سرو زیر آب در این است که مضمون فیلم بر داستانش غلبه کرده. مشخص است که برای کارگردان مهم مضمون فیلم است نه داستان. کارگردان به هر حال می‌خواسته فیلمی درباره ماجرای جابه‌جا شدن دو شهید تعریف کند، این موضوع به نظرش جالب آمده و به خاطر همین موضوع داستانی جور کرده. در حالی که شیوه درست در سینما دقیقاً عکس این است. 

داستان شرط اول برای ساخت یک فیلم است. با مضمون نمی‌شود فیلم ساخت. باید از داستان شروع کرد. باید داستانی نوشت که در آن ایمان و شور و شوق وجود داشته باشد اگر این اتفاق اُفتاد بعد می‌شود درباره مضمون حرف زد. اگر فیلم باشه‌آهنگر مضمون زده نبود پایانش انقدر نچسب و نمادین از کار در نمی‌آمد. فیلمی که بخواهد با چنین پایان ضعیف و نچسبی تمام شود همان بهتر که ساخته نشود. آن سرو را به راحتی می‌شود در دو سه جمله تحلیل کرد. وقتی کارگردان به سراغ چنین نماد سازی سطح پایینی رفته نباید توقع داشته باشد که تماشاگر هنگام تماشای فیلم حوصله‌اش سر نرود. نباید توقع داشته باشد تماشاگر شوق پیگیری سرنوشت شخصیت‌ها را داشته باشد. نباید توقع داشته باشد که کسی در سینما برایش سوت و کف بزند. 

سرو زیر آب فیلم ریاکارانه‌ای است. حتی دکوپاژهای فیلم هم ریاکارانه است. باشه آهنگر چون داستانی برای روایت نداشته فیلمش را پر کرده از لانگ‌شات‌هایی که صرفاً چشم نواز هستند. او سعی کرده با گرفتن این تصاویر چشم‌نواز جای خالی داستان را پُر کند. این یک استراتژی ریاکارانه برای ساخت یک فیلم است. این ریاکاری به حدی رو و گل درشت است و در همان دقایق ابتدایی لو می‌رود که کارگردان وقت نمی‌کند باقی داستان را برای تماشاگر تعریف کند. 

فیلم از همان‌جایی که گره اصلی‌اش لو می‌رود به اتمام می‌رسد. چون رویکرد فیلم انقدر قابل پیش‌بینی است که ما خیلی زود می‌فهمیم سرو زیر آب جوری تمام می‌شود که دل همه به دست بیاید. یک عمل فداکارانه برای اتمام فیلم لازم است که جهان‌بخش کرامت زحمتش را می‌کشد و تمام. خب فیلمی با چنین رویکرد کهنه و از مدافتاده‌ای چرا باید دیده شود؟ 

مشکل فیلم باشه آهنگر تنها در اتخاذ چنین رویکرد کهنه‌ای نیست. مشکل فیلم باشه آهنگر در این است که سعی دارد ریاکارانه فیلمش را مهم جلوه دهد. تصاویر پرابهت توخالی بگیرد و روی موج مضمون گرایی سوار شود تا شاید کمبود داستان را جبران کند. فیلمش را پر از سوال بی‌پاسخ بگذارد و به جایش با نماد فیلم را تمام کند تا بگوید حرف‌های مثلاً مهمی در طول فیلم زده است. سرو زیر آب چنین فیلمی است. حوصله آدم را سر می‌برد و تماشاگر را خسته می‌کند. انرژی و رمق تماشاگر را می‌گیرد و به جایش نماد تحویل تماشاگر می‌دهد. 

چنین فیلمی را چرا باید دوست داشت؟ اصلاً چرا باید برایش اهمیت قائل شد؟ سرو زیر آب انقدر کم‌زور و کم‌بنیه است که حتی بیننده را عصبانی نمی‌کند و این برای کارگردانی که فیلمی مثل ملکه را ساخته بدترین اتفاق ممکن است.

منبع: رویداد24
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
گزارش تصویری