دوشنبه ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۷ - May 21 2018
تاریخ انتشار: ۲۰ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۵:۲۳
کد خبر: ۴۶۷۰۳
فیلم‌های روز هشتم جشنواره فیلم فجر
هایلایت اولین فیلم جشنواره امسال بود که باعث شد در سالن سینما کمی بخندیم. منتها خنده ما خنده ناخواسته‌ای بود به صحنه‌های مثلاً جدی و حساس فیلم. با به وجود آمدن چنین فضایی خودتان می‌توانید حدس بزنید که با چه فیلمی طرف بودیم.
میهن امروز- مازیار وکیلی: هایلایت اولین فیلم جشنواره امسال بود که باعث شد در سالن سینما کمی بخندیم. منتها خنده ما خنده ناخواسته‌ای بود به صحنه‌های مثلاً جدی و حساس فیلم. با به وجود آمدن چنین فضایی خودتان می‌توانید حدس بزنید که با چه فیلمی طرف بودیم. 

فیلمی که می‌خواست ملودرام و پیچیده باشد اما بیشتر یک کمدی ناخواسته بود که تماشاگران از تماشای برخی از صحنه‌هایش ریسه می‌رفتند. انقدر تلقی کارگردان از داستان‌گویی بد بود که می‌شد در همان دقیقه سی فیلم را رها کرد و از سالن بیرون آمد بدون این‌که چیزی از دست برود. هایلایت قرار بود بیان‌گر یک داستان ملتهب باشد. فیلم داستان زن و مردی به کما رفته است که متوجه می‌شویم هر دو به همسران خود خیانت کرده‌اند. در تصمیمی عجیب همسر زن به کما رفته از همسر مرد به کما رفته درخواست می‌کند تا با هم از این دو انتقام بگیرند. داستان فیلم، داستان عجیبی است. این‌که مردی ناگهان به نظرش برسد که به زنی چنین پیشنهادی بدهد بسیار عجیب است. عجیب‌تر آن‌که زن به این پیشنهاد فکر می‌کند و رابطه خیلی هم جدی می‌شود. مسئله این نیست که این پیشنهاد چقدر درست یا غلط است مسئله این است که دادن چنین پیشنهادی در مختصات جامعه ایران باورپذیر نیست. 

وقتی فیلمی بنای اصلی فیلمش را بر روی چنین موضوع سطح پایینی قرار می‌دهد نباید توقع داشته باشد تماشاگر با شخصیت‌های  فیلم همراه شود. به این‌ها اضافه کنید سطح درگیری شخصیت‌ها با ماجرای اصلی را که از اشک ریختن و مُخ زدن فراتر نمی‌رود. شخصیت زن فیلم که انگار یک دختر دبیرستانی تازه بالغ است که متوجه شده دوستش با یک نفر دیگر هم اس ام اس بازی می‌کند. فقط اشک می‌ریزد و پندهای اخلاقی می‌دهد. مرد فیلم هم مثل پسرهای دبیرستانی  همه‌اش به فکر زدن مخ زنی است که سر راهش قرار گرفته. رفتار شخصیت‌ها همین‌قدر کودکانه است. مثل داستان فیلم که با دادن یک قرص از طرف مرد به همسرش کل ماجرا حل و فصل می‌شود و ما همین‌طور هاج و واج باقی می‌مانیم که چرا چنین فیلمی باید در بخش مسابقه سینمای ایران حضور داشته باشد. 

اصغر نعیمی آدم کم دانشی نیست. سال‌ها منتقد بوده و فیلم ساخته، بعضی فیلم‌هایش هم فیلم‌های خوبی بوده‌اند. منتها مشخص است که در هایلایت به حداقل‌ها رضایت داده  و به خاطر ساخته شدن فیلم از ایده‌آل‌هایش کوتاه آمده. گروه بازیگران فیلم بازیگرانی تلویزیونی هستند که منهای بازغی و هاشم‌پور سابقه چندانی در سینما ندارند. تولید فیلم هم محدود شده به چند لوکیشن مختصر و داخلی تا فیلم هر چه سریعتر و ارزان‌تر ساخته و اکران شود. هایلایت فیلم فقیری است. چه در داستان‌گویی و چه در صحنه‌پردازی از حداقل‌ها هم عقب‌تر است و بیشتر شبیه یک فیلم تلویزیونی است تا اثری سینمایی. 

فیلم حتی به انتظاراتی که خودش برای تماشاگر ایجاد کرده هم پاسخ نمی‌دهد. شوهر ابتدای فیلم بسیار خشمگین به نظر می‌رسد و حاضر است برای انتقام از همسر خیانت‌کار و به کما رفته‌اش به رابطه با زن دیگری فکر کند. اما همین مرد ناگهان و بدون هیچ‌ پیش‌زمینه خاصی ناگهان متحول می‌شود و همسرش را می‌بخشد. فیلم انقدر سَرسَری نوشته وساخته شده که کارگردان یادش رفته به بازغی بگوید وقتی عصبانی می‌شود آن را نشان هم بدهد. یا مثلاً به بازیگر زنش بگوید هنگام دیالوگ‌ گفتن کمی هم احساس چاشنی بازی‌اش کند تا تماشاگر آن‌ها را باور کند. 

هایلایت انقدر حداقلی است که هنگام تماشای آن روی پرده بزرگ یادمان می‌رود به سینما آمده‌ایم. فیلم را می‌شد در تلویزیون تماشا و فراموش کرد. اصلاً چنین داستانی با این حجم از بی‌منطقی(منهای تم خیانت) به درد همان تله فیلم‌های ارزان قیمت تلویزیون می‌خورد. تله فیلم‌هایی که ساخته و پخش می‌شوند تا سریع فراموش شوند. مشکل از ما به عنوان تماشاگر نیست، مشکل ظاهر فقیرانه و داستان غیرمنطقی فیلم است که تلویزیونی بودنش را فریاد می‌زند. از کسی که سال‌هاست درباره سینما می‌نویسد و به این هنر اشراف دارد بعید است به ساخت چنین فیلمی رضایت بدهد. فیلمی که چنین ماجرایی را ظرف چند دقیقه جمع کند ارزش تماشا ندارد. اگر قرار بر این بوده که همه چیز انقدر سریع حل و فصل شود دیگر چه نیازی به نوشتن یک داستان طولانی است. 

باید پرسید نویسنده و کارگردان تا قبل از این پایان مضحک چه می‌کرده؟ چرا فیلمش را انقدر بی‌دلیل کش داده تا مجبور شود ظرف چند دقیقه همه چیز را تمام کند. کدام منطقی می‌پذیرد مردی بعد از رو شدن ماجرای خیانت همسرش انقدر راحت او را ببخشد. فیلم وقتی برای درگیری ذهنی مرد نمی‌گذارد. انقدر فیلم را بی‌دلیل کش می‌دهد که فرصتی برای این درگیری ذهنی باقی نمی‌ماند. فیلم‌نامه هایلایت را انگار یک دانشجوی ذوق زده ترم یک سینما نوشته، دانشجویی که سودای اصغر فرهادی شدن داشته اما حواسش نبوده برای ساخت یک ملودرام جذاب باید کمی هم منطقی بود. مشکل فیلم هایلایت دقیقاً بی‌منطقی شخصیت‌هاست. هایلایت در جشنواره امسال فیلم فجر یکی از بدترین‌ها بود، درست مثل جشن دلتنگی.
منبع: رویداد24
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
گزارش تصویری