دوشنبه ۰۳ ارديبهشت ۱۳۹۷ - April 23 2018
تاریخ انتشار: ۲۳ فروردين ۱۳۹۷ - ۱۶:۰۱
کد خبر: ۴۹۳۰۲
آخرین ساخته برزو نیک‌نژاد
لونه زنبور خیلی دوست دارد شبیه یکی از کمدی‌های مفرح و داستان‌گو باشد که همه ساله در سینمای جهان ساخته می‌شوند. آثاری به شدت سرگرم کننده و زیبا که تمام دغدغه‌شان خنداندن تماشاگر است.
میهن امروز- مازیار وکیلی: لونه زنبور خیلی دوست دارد شبیه یکی از کمدی‌های مفرح و داستان‌گو باشد که همه ساله در سینمای جهان ساخته می‌شوند. آثاری به شدت سرگرم کننده و زیبا که تمام دغدغه‌شان خنداندن تماشاگر است. 

اما لونه زنبور علی‌رغم تمام تلاش‌هایی که برای ساخت آن شده یک کمدی جذاب و مفرح نیست. علت جذاب و مفرح نبودن فیلم به برداشت غلط سازندگان لونه زنبور از این دو واژه برمی‌گردد. فیلم مفرح و جذاب ساختن کار هر کسی نیست، احتیاج به کلی تجربه و حوصله دارد. داستانی خوب و پرداختی درست می‌خواهد. برای ساختن چنین فیلمی نیاز است که داستانی گیرا را در به بهترین شکل تعریف کنید. مشکل لونه زنبور این است که نمی‌تواند داستان نسبتاً جذابش را به درستی تعریف کند. 

محسن کیایی سعی کرده کمدی شبیه آثار برادرش مصطفی بنویسد. اما لونه زنبور بیشتر از آن‌که برداشتی موفق از آثار مصطفی کیایی باشد کپی سطحی و کم رمقی از آثار برادر بزرگ‌تر است. لونه زنبور داستان زندگی دو جوان آس و پاس بنام‌های صابر و مرتضی است که همراه دختر جوانی بنام تارا به دزدیدن و فروختن دیش و سایر وسایل مربوط ماهواره مشغول هستند. اکبر(پدر صابر) یک عتیقه(که دست چپ زن پادشاه است) را از شرکایش می‌دزدد و آن را نزد صابر و مرتضی می‌آورد تا در جای امنی پنهان کنند. 

اکبر در تعقیب و گریز با شرکایش از بلندی می‌افتد و می‌میرد، صابر و مرتضی هم عتیقه را در خانه متروکی پنهان می‌کنند. خانه‌ای که از بدشانسی آن‌ها چند روز بعد بدل به کلانتری می‌شود... مشکل لونه زنبور در این است که موقعیت‌های داستانی و گره‌گشایی‌های آن به شدت ابلهانه هستند. صابر و مرتضی برای ورود به کلانتری مجبور می‌شوند نقش دو سرباز وظیفه را بازی کنند، به همین خاطر نقشه‌ می‌کشند تا با جعل برگه معرفی‌نامه به داخل کلانتری نفوذ کنند و عتیقه را بیابند. 

این درست که لونه زنبور کمی مایه‌های فانتزی دارد اما نحوه ورود صابر و مرتضی به کلانتری و نقشه‌ای که از این بابت می‌کشند ربطی به فانتزی بودن فیلم ندارد. نحوه ورود آن‌ها به کلانتری انقدر سریع و ناشیانه اتفاق می‌اُفتد که باورپذیری داستان را خدشه‌دار می‌کند. آن‌ها به راحتی و بدون این‌که کلانتری استعلام کند وارد کلانتری می‌شوند. نحوه تقسیم سربازها انقدر بی در و پیکر نیست که دو نفر به راحتی بتوانند آن را دور بزنند و بدون هیچ مزاحمتی وارد یک محیط نظامی شوند. حتی اگر فرض فیلم را بپذیریم که سربازهای اعزامی در مرخصی هستند باز هم ماجرا به این راحتی حل و فصل نمی‌شود که دو نفر به این شکل ابلهانه وارد کلانتری شوند. 

فانتزی بودن خط داستانی مجوزی برای بروز هرگونه اتفاق بی‌منطق در فیلم نیست. لونه زنبور اما به این آفت دچار شده است و خیال کرده چون داستانش ته مایه‌ای از فانتزی دارد می‌تواند هرگونه اتفاق بی‌منطقی را درون فیلم بگنجاند. اتفاقاً برای درآمدن حال و هوای فانتزی و اَبزورد چنین کمدی‌هایی لازم است روی وجوه واقع‌گرایانه داستان با دقت زیاد کار شود. در کمدی‌های این چنین مایه فانتزی داستان از دل اتفاقات معمولی و روزمره زندگی بیرون می‌آید و سمت و سوی تقدیرگرایانه‌ پیدا می‌کند. به همین خاطر است که در کمدی‌های این چنینی انقدر روی وجه واقع‌گرایانه فیلم تاکید می‌شود. 

مرز باریک میان بلاهت و فانتزی را همین توجه به وجوه واقع‌گرایانه است که مشخص می‌کند. مثلاً فرض کنید در فیلمی با این مختصات دزدی سرقت موفقی را انجام می‌دهد، سارق همه نقشه را دقیق چیده و مدت‌ها آن را تمرین کرده است. نقشه را هم با حوصله و دقت فراوان انجام می‌دهد و موفق از محل سرقت می‌گریزد اما هنگام فرار پایش روی پوست موزی می‌رود و به زمین می‌خورد و دستگیر می‌شود. این وضعیت به خوبی ترسیم‌کننده فضای کمدی‌هایی با این سبک و سیاق است. دستگیری سارق شکلی کاملاً فانتزی و پوچ دارد، اما این وضعیت پوچ از دل اتفاقات ساده و روزمره بیرون آمده و به شدت واقع‌گرایانه است. 

لونه زنبور چنین موقعیت‌هایی کم دارد و تا دلتان بخواهد پر شده از موقعیت‌های ابلهانه‌ای که آن وجه فانتزی فیلم را هم مخدوش می‌کند.نحوه ورود صابر و مرتضی به کلانتری، درگیر شدن آن‌ها در یک عملیات سرقت، گیر اُفتادن تارا در کلانتری و... بیشتر از آن‌که فانتزی باشند ابلهانه هستند. مخدوش شدن مرز باریک میان بلاهت و فانتزی بزرگترین مشکل لونه زنبور است. اگر نویسنده موفق می‌شد آن مرز باریک را رعایت کند لونه زنبور بدل به یکی از موفق‌ترین کمدی‌های سینمای ایران می‌شد. اما کیایی موفق نشده این مرز باریک را رعایت کند و موقعیت‌هایی که برای داستان تدارک دیده ابلهانه هستند و ربطی به فانتزی اَبزورد آثار این چنینی ندارند. 

به این مشکل اضافه کنید شخصیت‌پردازی ضعیف فیلم را که شخصیت‌های مکملش هیچ هویتی ندارند. نه مهتاب و برادرش به عنوان تعقیب‌کنندگان صابر و مرتضی، نه سروان پلیس و نه تارا هیچ هویتی ندارند که بتوانند مکمل‌های خوبی برای صابر و مرتضی باشند. در نهایت لونه زنبور موفق نمی‌شود به اثری منسجم و یک‌پارچه تبدیل شود. منهای برخی از ایده‌های هوشمندانه مثل پایان فیلم و تک لحظه‌های جذاب در برخی از سکانس‌ها، لونه زنبور کمدی موفق و خنده‌داری نیست. 

این عدم موفقیت هم بیش از هر چیز به ناتوانی نویسنده در سر و شکل بخشیدن به داستان ظاهراً جذابش برمی‌گردد. فیلم فروش خوبی داشته و از فرصت اکران عید به خوبی استفاده کرده است. اما منهای فروش لونه زنبور کمکی به فیلم‌های کمدی سینمای ایران نکرده است. لونه زنبور هم در نهایت کمدی ضعیفی دیگری در سینمای ایران است. کمدی‌هایی که بیشتر از آن‌که مشکل اجرایی داشته باشند از فقدان متن خوب رنج‌ می‌برند. وگرنه داستان لونه زنبور به شدت مستعد آن است که بدل به یک کمدی تماشایی شود. کمدی که تماشاگر به موقعیت ابزوردی که شخصیت‌ها در آن گرفتار شده‌اند بخندد. سرگرمی خوب نیاز سینمای ایران است. 

اما برای ساختن سرگرمی خوب به آدم‌های توانا نیاز داریم. آدم‌هایی که بلد باشند شوخی بنویسند و داستان را حرام نکنند. افرادی که مرز باریک میان فانتزی و بلاهت را بشناسند و بتوانند روی همان مرز حرکت کنند. لونه زنبور به سمت موقعیت‌های ابلهانه و هپروتی غلتیده و از دست رفته است. مقصر اصلی این حرام شدن هم نویسنده و کارگردان هستند که آشفتگی و سطحیت را مساوی با جذاب و مفرح بودن گرفته‌اند.
منبع: رویداد24
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
گزارش تصویری