سه‌شنبه ۰۱ آبان ۱۳۹۷ - October 23 2018
تاریخ انتشار: ۲۴ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۸:۵۸
کد خبر: ۵۵۰۷۲
اعضای انجمن فروشندگان اسباب بازی و عروسک‌های پولیشی استان تهران معتقدند موانعی که در این حوزه وجود دارد، کم نیستند و نسبت به نبود تعرفه مشخصی برای واردات اسباب بازی، نبود صنعتی با عنوان اسباب بازی در ایران و بسیاری از مسائل دیگر انتقاد دارند. آنها همچنین اظهار می‌کنند: این انجمن در ابتدای راه است و یکی از بزرگترین مشکلات این حوزه این است که تولیدکننده‌ها و واردکنندگان در کنار یکدیگر نیستند.
میهن امروز- انجمن صنفی اسباب بازی و عروسک پولیشی استان تهران، زمستان سال ۱۳۹۶ شکل گرفته تا به رفع مشکلات درون صنفی و همچنین برطرف کردن مسایل واردکنندگان و فروشندگان اسباب بازی در ارتباط  با سازمان‌های دولتی چون سازمان استاندارد، گمرک و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بپردازد.

در قالب یک نشست به بررسی مشکلات و موانع واردات اسباب بازی از جمله تعرفه‌های گمرکی، کالاهای ممنوعه، مالیات بر ارزش افزوده و همچنین تعامل با تولیدکنندگان پرداخته شده است.

منصور علافچیان و سعید غلامی از اعضای هیات مدیره و نادر محمدپور ـ عضو علی‌البدل انجمن صنفی فروشندگان اسباب بازی و عروسک‌های پولیشی استان تهران ـ در این نشست حضور داشته‌اند.

تعرفه واردات اسباب بازی بر چه اساسی محاسبه می‌شود؟

سعید غلامی: ۹۰ درصد اسباب‌بازی‌های عرضه شده در ایران، چینی است. زمانی تعرفه جنس اروپایی ۱۲ و اسباب بازی چینی ۳ دلار بود. یک مرتبه آمدند و تعرفه بلوک‌های ساختنی چینی را به ۱۲ دلار رساندند و من واردکننده، هر بار به گمرک رفت و آمد کردم که جنس من چینی و تعرفه‌اش متفاوت است، نپذیرفتند و تعرفه‌ها را به چهار برابر رساندند. از سوی دیگر، وقتی از جنس چینی می‌گوییم همه تصور می‌کنند اسباب‌بازی چینی، آشغال است در حالی که همه این جنس‌ها چینی، استاندارد کالاهای اروپایی‌ها را دارند و اصلا ۹۰ درصد جنس‌های ما چینی است، گرچه واردات اروپایی هم داریم اما میزان آن بسیار اندک است.

منصور علافچیان: چرا نباید تعرفه کمتری به بازی‌های فکری و آموزشی تعلق بگیرد؟ نزدیک به یک سال پیش، کارشناسان گمرک می‌گفتند تعرفه گمرکی اسباب بازی بدون مکانیزم ۳، با مکانیزم ۵، کنترلی ۷ و بازی فکری ۱۳ تا ۵ دلار است. ما با شورای نظارت بر اسباب بازی و کانون پرورش، نشست‌های مختلف داشته‌ایم. وقتی آقایان می‌گویند باربی ممنوع است و بازی فکری برای بچه‌ها خوب و سودمند، چرا امکان بهتر و بیشتری برای این بازی‌ها فراهم نمی‌کنند؟ این امکان بیشتر کدام است؟ آیا لازم است یک تعرفه گمرکی واحد برای انواع اسباب بازی تعیین شود؟ چرا باید جلوی واردات اسباب‌بازی‌های چینی گرفته شود؟ چند درصد مردم ما می‌توانند لِگو بخرند؟ به همین خاطر است که چین در رقابت تنگاتنگ با اروپایی‌ها قرار گرفته و چینی‌ها عین جنس اروپایی را با همان کیفیت تولید و وارد بازار کرده‌اند. اما مساله مهمی که وجود دارد این است که باید یک تعرفه مشخص برای انواع اسباب بازی وجود داشته باشد. برای مثال در هر کانتینر ۴۰ یا ۵۰ آیتم اسباب بازی هست که تعرفه‌های گمرکی‌شان از سه تا ۲۰ دلار متغیر است؛ در حالی که بهتر است یک مبلغ مشخص برای همه‌شان وجود داشته باشد. بی‌گمان، اگر این اتفاق بیفتد کار نیروی انتظامی هم آسان‌تر می‌شود. چون مامور آن، یک تونل می‌زند و کالاها را بررسی می‌کند و برای مثال، ۶  تن جنس را در یک مبلغ مشخص ضرب می‌کند و به نتیجه می‌رسد.

نادر محمدپور: باید برای بازی‌های فکری هم تعرفه مشخصی در نظر گرفته شود. تعرفه بازی‌های فکری و آموزشی در ایران بسیار بالاست. وقتی یک جنس به برند تبدیل می‌شود قیمت آن بالا می‌رود چون باید کیفیت خوب و تبلیغات موثری داشته باشد. از سوی دیگر برخی برندهای اروپایی را چینی‌ها هم نمی‌توانند کپی کنند چون قالب‌شان بسیار گران است.

نقش و وظیفه کانون پرورش فکری، به عنوان متولی اسباب بازی کدام است؟

غلامی- عضو هیات مدیره: انجمن صنفی فروشندگان اسباب بازی به تازگی شکل گرفته است. این انجمن هم به واردکننده‌ها و هم به تولیدکنندگان که در کار فروش اسباب بازی هستند تعلق دارد. ما هنوز اول راهیم و یکی از بزرگ‌ترین مشکلات ما این است که این دو گروه، یعنی تولیدکننده‌ها و واردکنندگان روبه‌روی هم هستند نه در کنار هم، پس باید زمینه‌هایی فراهم شود تا این دو بیشتر و بهتر همدیگر را بشناسند و با یکدیگر تعامل کنند. از طرف دیگر، کانون پرورش فکری از تولیدکننده‌ها حمایت می‌کند و هیچ کاری به واردکننده‌ها ندارد در حالی‌که مشکلات ما بسیار است و هیچ نهادی نیست که از ما حمایت کند.

کدام مشکلات؟

بسیاری از مسئولان فرهنگی، هنوز اسباب بازی را به عنوان یک کالای فرهنگی نشناخته‌اند وگرنه مالیات بر ارزش افزوده معنا پیدا نمی‌کرد. تولیدکننده فکر می‌کند ما به ضرر او رفتار می‌کنیم  در صورتی‌که این‌گونه نیست.

غلامی: پیش از این به بخشی از مشکلات چون نبود تعرفه واحد گمرکی و عدم وجود یک اتحادیه که مسایل حقوقی‌مان را پیگیری کند اشاره شد. مساله این است که وقتی که رهبر معظم انقلاب از اهمیت اسباب‌بازی و تاثیر آن بر ذهن و روان کودکان می‌گویند، بسیاری از مسؤولان فرهنگی، هنوز اسباب بازی را به عنوان یک کالای فرهنگی نشناخته‌اند وگرنه مالیات بر ارزش افزوده معنا پیدا نمی‌کرد. تولیدکننده فکر می‌کند ما به ضرر او رفتار می‌کنیم؛ در صورتی‌ که این‌گونه نیست. نفر بعد از من به عنوان واردکننده، پخش‌کننده اسباب بازی‌های خارجی است و طبیعتا انتظار می‌رود نفر بعد از تولیدکننده هم، پخش اسباب بازی‌های داخلی باشد در صورتی که ۸۰ درصد کارهای این پخش کنندگان، خارجی است.

می‌توان این طور در نظر گرفت که این مساله نشان می‌دهد ما صنعتی به نام صنعت اسباب بازی نداریم؟

غلامی: بله این نشان می‌دهد که ما تولید به معنای واقعی نداریم و بیشتر تولیدکنندگان، ایده خلاق ندارند؛ جنس‌های خارجی را کپی می‌کنند و می‌خواهند به همان قیمت بفروشند در حالی‌که اگر منِ واردکننده، تعرفه گمرکی و مالیات بالا پرداخت نکنم قیمت جنس خارجی، یک سوم ایرانی است.

نادر محمدپور: واردکننده‌ها از چند جهت (آیتم و هزینه  قالب سازی و طراحی و ایده‌پردازی) به تولیدکنندگان خط و جهت می‌دهند و هزینه‌هاشان را به حداقل می‌رسانند؛ بگذریم که لازم نیست تولیدکننده‌ها زمان بگذارند و به شهری چون نورنبرگ آلمان بروند و قالب‌ها را کپی کنند. ما واردکننده‌ها کالا را در اختیارشان می‌گذاریم تا به راحتی این کار را انجام دهند. ‌

منصورعلافچیان: آقای محمد ممقانی، نفر اول تولیدکننده‌های ایرانی است. بالای ۱۵۰ قلم تولید کرده اما همه کپی است. جنس‌های پرفروش  خارجی را تولید و وارد بازار می‌کند و اتفاقا ما واردکنندگان دیگر، کالایی که او تولید کرده را وارد نمی‌کنیم.

نادر محمدپور: من نمی‌توانم به زور به یک بچه بگویم از فلان اسباب بازی استفاده کن از دیگری نه؛ نمی‌توانم به زور از او بخواهم «فروزن» یا «باربی» را کنار بگذارد و «دارا» و «سارا» بخرد. من ابتدا باید فرهنگسازی و شخصیت عروسکی خود را معرفی کنم. کدام شخصیت ایرانی به اندازه شخصیت‌های والت دیسنی شناخته شده است؟ ما چند شخصیت محبوب عروسکی چون کلاه قرمزی و جناب خان داریم که برای همین‌ها هم فرهنگسازی نکرده‌ایم. اما غربی‌ها برای اسپایدرمن و فروزن و باب اسفنجی سناریو می‌نویسند و فیلم می‌سازند و تبلیغ می‌کنند. مساله دیگر این‌که شخصیت‌های محبوب در ایران، خیلی زود از مُد می‌افتند.

ما به‌روز نمی‌شویم

غلامی: ما به‌روز نمی‌شویم و این، یکی از مشکات‌مان است. «جناب خان» رقیب نداشت. مگر چند عروسک مشابه او وجود داشت تا با هم رقابت کنند؟

اصلا متولیان فرهنگی، چرا فقط اسباب بازی «فروزن» را می‌بینند؛ چرا چشم خود را به روی فرش و لباس و پرده و کاغذ دیواری و نوشت افزار باربی و فروزن بسته‌اند؟ غیر از این است که اسباب بازی فروش‌ها مظلوم واقع شده‌اند و سیاست واحدی در زمینه واردات اسباب بازی وجود ندارد و آدم‌ها سلیقه‌ای رفتار می‌کنند.

منصورعلافچیان: باید بپذیریم که نمی‌شود جلوی واردات اسباب بازی را گرفت. چون آن وقت، همه چیز انحصاری می‌شود مثل سایپا و ایران خودرو که امروز، هر آشغالی را در قالب خودرو ملی به خورد مردم می‌دهند. دوم این‌که کارخانه‌هایی که از چین الگو می‌گرفتند و به ظاهر، تولید می‌کردند ورشکسته می‌شوند. به هر حال ما نمی‌توانیم درها را ببندیم؛ بچه‌ها امروز ماهواره می‌بینند؛ تبلت و موبایل دارند. اصلا متولیان فرهنگی، چرا فقط اسباب بازی «فروزن» را می‌بینند؛ چرا چشم خود را به روی فرش و لباس و پرده و کاغذ دیواری و نوشت افزار باربی و فروزن بسته‌اند؟ غیر از این است که اسباب بازی فروش‌ها مظلوم واقع شده‌اند و سیاست واحدی در زمینه واردات اسباب بازی وجود ندارد و آدم‌ها سلیقه‌ای رفتار می‌کنند. همه فکر می‌کنند فرهنگ ما با اسباب‌بازی شکل می‌گیرد یا از بین می‌رود. جالب این‌که یک بار یک روحانی به من گفت: «آقای علافچیان! نبینم باربی بیاری‌»

نادر محمدپور: باربی را از سال ۸۰ ممنوع کردند. حتی حسن محمدی یکی از قدیم‌ترین فروشندگان اسباب بازی را به این خاطر به زندان اوین انداختند.

سعید غلامی: یکی از مشکلات ما این است که همه کسانی که بیرون گود نشسته‌اند تصور می‌کنند اسباب بازی‌فروش‌ها قاچاقچی هستند. من چند سال پیش در یکی از روزنامه‌ها ‌خواندم اسباب بازی، پردرآمدترین شغل پس از قاچاق اسلحه و مواد مخدر است یا در تلویزیون یک خانم گزارشگر می‌گفت «همه مشکلات صنعت اسباب بازی به خاطر واردات است» در حالی‌که این گونه نیست؛ واردات نه تنها تولید را تهدید نمی‌کند که به آن کمک هم می‌کند.

در هر حال باید یک سیستم نظارتی یا یک غربالگری وجود داشته باشد؟

سعید غلامی: بله و ما هم منکر چنین سیستمی نیستیم؛ همه اجناس ما را اداره استاندارد بررسی می‌کند. یک سری ملاک و معیارهای فرهنگی هم وجود دارد که کانون بررسی می‌کند.

منصورعلافچیان: باز هم تکرار می‌کنم؛ بچه‌ها ماهواره و موبایل دارند؛ می‌بینند و می‌خواهند. نمی‌توان جلوی خواست بچه‌ها را گرفت. آقایان، یک روز می‌گویند «فروزن» ممنوع است یک روز می‌گویند مشکلی ندارد. یک روز، اسپایدرمن، نماد شیطان‌پرستی است پس نباید وارد شود روز دیگر می‌گویند چون اسپایدرمن به مستضعفان کمک می‌کند پس ورود آن مشکلی ندارد. باور کنید ما هم ایرانی هستیم و فرهنگ و تاریخ خود را دوست داریم و اصلا خودمان را درگیر اسباب‌بازی‌های ممنوعه نمی‌کنیم اما مشکل ما اینجاست که سیاست‌ها متغیر و سلیقه‌ای است.

تا چه اندازه امکان قاچاق اسباب بازی وجود دارد؟

منصور علافچیان: اسباب بازی به دلیل حجیم بودن قاچاق نمی‌شود. طرف به جای این می‌رود موبایل و لوازم یدکی یا لباس می‌آورد.

پس این همه فروزن و باربی چطور وارد بازار می‌شود؟

سعید غلامی: مثلا قیمت اجاق گاز یا میز آرایش، ۱۰۰ هزار تومان است؛ شما بگویید چگونه می‌شود کالایی با این قیمت که اندازه جعبه‌اش، به قاعده یک تلویزیون ۴۲ اینچ است را قاچاق کرد؟ یک کانتینر آن می‌شود ۱۸۰۰ عدد؛ کدام عاقلی این را قاچاق می‌کند. واقعا اسباب بازی را به خاطر حجم زیاد و ارزش پایین نمی‌توان قاچاق کرد.

منصور علافچیان: شاید خرده‌پاها این کار را بکنند. شما فکر می‌کنید همه این عطرها و لوازم آرایش‌ها که در خیابان وزرا هست وارد شده‌اند؛ نه هیچ جنسی به صورت قاچاق وارد نمی‌شود، اما از مسافران گرفته تا خلبان و مهماندار با خود، عطر و اودکلن می‌آورند. اسباب بازی هم همین‌طور است. بسیاری آدم‌ها بدون این‌که شناختی از اسباب‌بازی‌های ممنوعه داشته باشند آنها را به صورت چمدانی وارد می‌کنند و در اختیار خرده پاها می‌گذارند وگرنه واردکنندگان ۳۴ درصد مالیات، ۵۵ درصد گمرک، ۴ درصد مالیات بر ارزش افزوده پرداخت می‌کنند؛ با این شرایط کدام واردکننده‌ای قاچاق می‌کند؟

نادر محمدپور: اسباب بازی، کانتیترپُرکن است. خیلی اتفاق افتاده جلوی کانتینر را با اسباب بازی و پشت آن را با موبایل یا لباس پر کرده‌اند. به هر حال این اتفاق‌ها افتاده اما هیچ‌کدام‌شان به ما ارتباطی ندارد؛ ما طبق فهرستی که کانون پرورش فکری اعلام کرده رفتار کرده‌ایم.

آیا کانون پرورش فکری فهرست اسباب‌بازی‌های ممنوعه را در اختیار همه واردکنندگان و فروشنده‌ها گذاشته است؟

منصور علافچیان: در اختیار همه نه. یک سی‌دی است که باز نمی‌شود و یک کتابچه که بسیار قدیمی است. اصلا چه اشکالی دارد شورای نظارت بر اسباب بازی، ۵۰ سی دی از کالاهای ممنوعه درست کند و در اختیار همه فروشنده‌ها بگذارد. یک کتابچه منتشر کرده‌اند که متعلق به سال‌ها پیش است. در حالی که وقتی شورای نظارت می‌گوید من متولی اسباب بازی هستم بهتر است نشست بگذارد با واردکننده ها و مشکلات را بشنود و بپرسد.

غلامی: اسباب بازی خیلی به‌روز و متنوع است. من به کانون پرورش فکری می‌گویم آقا به ما یک الگو بدهید. مگر می‌شود من به چین بروم و ۵۰۰ قلم جنس را جمع کنم و با خود به ایران بیاورم؛ تازه ببینم کدام زشت است کدام زیبا؟ هنوز هم من نمی‌دانم کدام موزیک را می‌پسندند کدام را نه؟ کیت است دیگر؛ ما بر اساس تجربه خودمان کار می‌کنیم وگرنه هنوز تکلیف اسباب بازی‌ها معلوم نیست.

به هر حال، معرفی اسباب‌بازی‌های به اصطلاح، ممنوعه از سوی کانون و بعد فرهنگ‌سازی برای غیرممنوع‌ها ضروری است

سعید غلامی: من ۱۶ سال است با یک کمپانی کار می‌کنم هنوز به زبان عربی به من، عید قربان را تبریک می‌گویند. من چطور به آنها بگویم که ما ایرانی هستیم. چینی‌ها، اصلا ایران را نمی‌شناسند اما دوبی را خیلی خوب می‌شناسند.

نادر محمدپور: ما فقط حرف می‌زنیم اما تبلیغ و فرهنگسازی نمی‌کنیم. الان یک تولیدکننده خارجی، مثلا خود من، می‌روم و به متولیان دولتی در آلمان می‌گویم به من ۵۰ هزار یورو وام بدهید. آنها از من می‌خواهند رزومه‌ای را در اختیارشان بگذارم و ثابت کنم، کارخودم را بلدم. پس از این مرحله به من وام می‌دهند و می‌گویند جنس را ساختی با فلان و بهمان فروشگاه صحبت کن و آن فروشگاه‌ها یک استند به تو می‌دهند و در عوض، دولت به آنها می‌گوید بابت فروش این کالا لازم نیست مالیات بدهی و اینجاست که فروشنده با رغبت بیشتری آن جنس را می‌فروشد. ما چه می‌کنیم؟ فقط حرف می‌زنیم؛ بی‌خبر از این‌که با حرف نمی‌توان از تولید ملی حمایت کرد.

منصور علافچیان: باور کنید ما واردکننده‌ها از تولیدکنندگان حمایت می‌کنیم و هر جنس با کیفیتی را که تولید کنند، دیگر به ایران نمی‌آوریم. ما واردکننده‌ها مشکل نقدینگی داریم چه برسد به تولیدکننده‌ها. مطمئن باش، آدمی که پول دارد تولیدکننده نمی‌شود می‌رود دلالی می‌کند.

سعید غلامی: از تولیدکننده ایرانی، هیچ حمایتی نمی‌شود. در چین، طرح را به دولت می‌دهند تا بررسی می‌شود؛ دولت، پس از بررسی می‌گوید اگر فلان کالا را تا این تیراژ تولید کنید، خوب است. دولت به نوعی مخاطب شناسی می‌کند. بعد به تولیدکننده، فضا و وام می‌دهند و از او مالیات دریافت نمی‌کنند اما  تولیدکننده ما هیچ حمایتی نمی‌شود.

به خدا ما عاشق کارمان هستیم

مشکل از کجاست؟ ما بازار و مخاطب خود را نمی‌شناسیم؟ نمی‌دانم چه تولید و چگونه آن را عرضه کنیم؟

چرا ما نباید اسباب بازی تولید و به ترکیه و عراق و پاکستان  صادر کنیم؟ چرا باید از من واردکننده مالیات و ارزش افزوده دریافت کنند؟ مگر نه این‌که شخص اول این مملکت، اسباب بازی را یک کالای فرهنگی دانسته، پس چرا نباید از کالای فرهنگی و از واردکننده‌ای که دغدغه فرهنگی دارد، حمایت شود!؟ به خدا ما عاشق کارمان هستیم.

منصور علافچیان: ما بهترین منطقه در خاورمیانه هستیم. ما می‌توانیم به قطبی برای فروش اسباب بازی تبدیل شویم. چرا ما نباید اسباب بازی تولید و به ترکیه و عراق و پاکستان  صادر کنیم؟ چرا باید از من واردکننده مالیات و ارزش افزوده دریافت کنند؟ مگر نه این‌که شخص اول این مملکت، اسباب بازی را یک کالای فرهنگی دانسته، پس چرا نباید از کالای فرهنگی و از واردکننده‌ای که دغدغه فرهنگی دارد، حمایت شود!؟ به خدا ما عاشق کارمان هستیم.

نادر محمدپور: در کشورهای دیگر نگاه می‌کنند ببینند کجای دنیا، چنین کالایی را می‌پسندد و از آن حمایت می‌کنند؛ یعنی اول مارکت را می‌شناسند و پس از آن برای کل دنیا تولید می‌کنند. اما تولیدکننده‌ها در ایران به ۲۰ اسباب بازی فروش فکر می‌کنند. ببینید چقدر دیدگاه‌ها کوچک است.

منصور علافچیان: یک تولیدکننده می‌خواهد جنس خود را به چه کسی بفروشد؟ چرا دولت نباید حمایت کند؟ ۱۶ سال است که واردات اسباب بازی آزاد شده اما کانون هیچ زمینه‌ای فراهم نیاورده تا ما را به هم نزدیک کند.

سعید غلامی: ۹۰ درصد تولیدکننده‌های چین، از نظر مالی ضعیف هستند اما حمایت می‌شوند. ۲۰ هزار کارخانه و کمپانی در شانگهای وجود دارد که دولت از همه‌شان، حمایت می‌کند. در کشور ما هم منِ واردکننده باید از تولیدکننده حمایت کنم و جایی مثل کانون پرورش فکری باید با این ارتباط، ما را به هم نزدیک کند. کانون باید صنف‌های مختلفی که در زمینه اسباب بازی فعال هستند را کنار هم بنشاند. شما ۱۰ مغازه اسباب بازی فروشی در کل ایران به ما نشان بدهید که محصول ایرانی دارد؟ فقط کانون است که آن هم اسباب‌بازی‌های چینی ارائه می‌کند.

نادر محمدپور: فروشگاه‌های کانون، افتضاح است. به روز نشده و فضاشان غمناک است. کانون نه از آن که علمش را دارد و نه از آن که تجربه‌اش را کمک می‌گیرد!

منبع: ایسنا
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
گزارش تصویری