پنجشنبه ۰۸ اسفند ۱۳۹۸ - February 27 2020
تاریخ انتشار: ۲۳ شهريور ۱۳۹۸ - ۱۳:۰۲
کد خبر: ۶۹۹۵۷
مجلس کنونی دستپخت رد صلاحیت‌های شورای نگهبان است
غلامرضا تاجگردون، رئیس کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات مجلس می‌گوید مجلس فعلی دستپخت شورای نگهبان در ردصلاحیت کاندیدا‌های اصلاح طلب است.
تاجگردون: عارف اصلا لابی کردن بلد نیست/ مجلس کنونی دستپخت رد صلاحیت‌های شورای نگهبان است
میهن امروز-«غلامرضا تاجگردون»؛ مرد شماره یک کمیسیون برنامه و بودجه در دو دوره اخیر مجلس، هم خوش‌رو است، هم صریح الهجه، اگرچه اعتقاد راسخ به ضرورت لابی‌گری و مذاکره با جریان‌های رقیب دارد و بسیاری نیز او را در دسته «لابی‌من»‌های مجس تعریف می‌کنند، اما در عین حال بی‌اعتنا به مبادی نخ‌نمای محافظه‌کاری، انتقادات خود را هم به اصلاح‌طلبان و هم به جناح مقابل بیان می‌کند.

با نماینده اصلاح طلب گچساران از «در راس امور نبودن مجلس» حرف زدیم و مجلسی که او هم می‌پذیرد عیارش کم شده است، از تنزل شان نمایندگی گلایه دارد و البته مجلس دهم را دستپخت ردصلاحیت‌های شورای نگهبان می‌داند. نگاهش چندان درگیر تعصبات جزم اندیشانه سیاسی نیست و معتقد است اگر اصولگرایانی، چون مصباحی مقدم، عبداللهی، توکلی یا نادران در این مجلس حضور داشتند به نفع پارلمان بود.

وقتی بحث لابی گری مطرح می‌شود می‌گوید این مجلس «آقا» ندارد. او البته به لابی‌های خاص ابوترابی فرد در مجالس قبلی هم اشاره‌ای کرد و با خنده گفت: «به قول آقای باهنر اگر آقای ابوترابی در واقع کربلا نیز حضور داشتند جنگی آغاز نمی‌شد.»

او از پشت پرده ائتلاف‌های پارلمانی هم روایت کرد، از تصمیم اشتباه عارف برای کاندیدا شدن در انتخابات هیات رئیسه، از خط قرمزی که علی مطهری بود و.

مشروح گفتگو با غلامرضا تاجگردون را در ادامه بخوانید؛


آقای تاجگردون! قصد حضور در انتخابات اسفند ماه را دارید؟

سوال سختی است. (خنده) البته نه نگفته‌ام، اما اینکه با چه قدرتی در صحنه حضور پیدا کنم بستگی به شرایط عمومی کشور و میزان تاثیرگذاری ما دارد. اما قطعا از صحنه بیرون نمی‌روم.

طی روز‌های گذشته، حواشی گسترده‌ای در مجلس پیرامون بازداشت دو نماینده به اتهام نقش داشتن در تلاطم‌های بازار خودرو ایجاد شد، با این حال خط خبری، از لحظه بازداشت تا انتقال به زندان و بعد صدور قرار وثیقه و در انتها حضور در صحن علنی مجلس، یک کلاف سردرگم تبدیل شد، روایت شما از پیدا و پنهان این ماجرا را بدانیم؟

اتفاقا من هم از این دو نماینده و هم ریاست مجلس در مورد دلیل این اتفاق پرس‌وجو کردم. ببینید ما نماینده‌ها همواره در معرض مراجعه از سوی افراد مختلفی هستیم. برخی از ما محتاط‌تر هستند و برخی دیگر بی‌پروا اعتماد می‌کنند. برخی دیگر نیز زیادی به خودشان اعتماد دارند. البته این داستان تنها محدود به آن چند روز نبود و همچنان در مجلس در جریان است. اتفاقا در جلسه امروز و در نطق‌های بین دستور، آقای احمدی این مطلب را کامل توضیح داد. ایشان می‌گفت که یکی از نماینده‌ها مراجعه و به من اعلام کرد که یکی از مراجعین پکیج خودرویی را خریداری کرده است. (البته من معتقدم که خود خرید و فروش پکیج خودرو کار غلطی است و به نظرم این خطای وزارت صنعت و شرکت‌های خودروساز بوده است) این فرد ۶ هزار خودرو را خریداری کرده بود و حدود ۵ هزار و ۳۰۰ دستگاه را تحویل گرفته بود. در همین زمان مدیرعامل سایپا عوض می‌شود و رئیس جدید هم این روش را قبول نمی‌کند؛ بنابراین نماینده‌ای به دلیل اینکه آقای احمدی در کمیسیون صنایع هستند به ایشان مراجعه می‌کند. این نماینده نیز از رئیس سایپا می‌خواهد تا خودرو‌های باقی‌مانده را آزاد کند و این کار انجام می‌شود. اما اینکه فرد مالک خودرو‌ها خود پول‌شویی کرده یا دارای اتهامات مالی است به شخص نماینده خیلی ارتباطی ندارد.

در بازداشت دو نماینده مجلس عجله شد

آقای توکلی در نامه‌ای به کمیسیون حقوقی مجلس از دست داشتن این دو نماینده در خرید صد‌ها کیلو طلا هم حرف زده و ...

تا آنجا که من اطلاع دارم این اتهام نیز بدین دلیل مطرح شده است که شخص خریدار ۶ هزار خودرو از این پول در بازار برای خریداری طلا و سکه استفاده کرده است. درنهایت این فرآیند در حال بررسی است. اما نفس این موضوع که چرا این دو نماینده را بازداشت کردند نیز جای سوال پیدا کرده است چراکه این پرونده از سه ماه پیش درحال پیگرد بوده است و این ابهام ایجاد می‌شود که چرا باید چهارشنبه دو نماینده بازداشت می‌شدند. البته نه اینکه غیرقانونی باشد بلکه کاملا هم قانونی بود.
 
برخی تصور می‌کنند نمایندگان مجلس مصونیت قانونی دارند تا هر عملی را انجام دهند. این مصونیت، اما از آن جهت است که هر نماینده‌ای در قبال سخنان خود مصونیت دارد برای نمونه اگرمن به رئیس قوه قضاییه ایرادی بگیرم حق ندارند مرا بازداشت کنند. بحثی که مطرح شد این بود که شاید نیازی به بازداشت نبود و اجازه می‌دادند تا شنبه ادامه کیفرخواست نیز بررسی شود و بعد حکم دادگاه اجرا می‌شد.

یعنی شما می‌گویید که ممکن است این دو نماینده را عمدا روز چهارشنبه بازداشت کرده باشند که عملا تا شنبه نیز در حبس بمانند؟

بالاخره می‌توانستند در این باره بهتر عمل کنند. یک مقداری عجله شد.

هیئت نظارت بر رفتار نمایندگان لطیف و ظریف است

نقش هیئت نظارت بر نمایندگان در این معادلات کجاست؟ آیا این هیئت اساسا توان لازم را برای نظارت صریح و مستمر بر اعمال نمایندگان را دارد؟

این هیئت براساس یک تذکر مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه نمایندگان بر خودشان نظارت کنند تاسیس شد. از همان بدو ایجاد آن نیز همواره این بحث مطرح بود که هیئت نظارت بر رفتار نمایندگان خیلی لطیف و ظریف است و اصلا توان این نوع برخورد‌ها و روند قضایی ندارد.
 
در همان دوره نیز در بحث‌هایی که با رئیس قوه قضائیه در این باره داشتیم ایشان نیز می‌گفتند که این روش‌ها را قبول ندارند و کار خودشان را انجام می‌دهند. اگر شکایت و گله‌ای از نماینده‌ای مطرح باشد این موضوع در این هیئت مطرح می‌شود تا بررسی شود که آیا اعمال انجام شده در شان نماینده مجلس بوده است یا خیر. اما من معتقدم که این هیئت به هیچ وجه وجاهت این نوع برخورد‌ها را ندارد. این مسیری بود که خب به‌دلیل مقام معظم رهبری طی شد که البته تذکر ایشان نیز به جا بود، اما ساختاری که در این هیئت شکل گرفت یک ساختار حقوقی محکم نیست و من در جلساتی که آن زمان با حضور قوه قضاییه داشتیم شاهد بودم که ریاست محترم این قوه تاکید می‌کرد که ما مسیر خودمان را می‌رویم چراکه این یک روند قضایی نیست. به هرحال نمایندگان نیز در آخر با هم دوست هستند و کاری نمی‌کنند. (خنده)

انحصار قانونگذاری از اختیار مجلس خارج شده است

آقای تاجگردون! آنچه در سال‌های اخیر به‌ویژه در مجلس کنونی شاهد هستیم، سبک شدن وزن و عیار نمایندگی است. حتی در ادوار پیشین نیز که اکثریت در اختیار اصولگرایان بود بدین شدت این موضوع احساس نمی‌شد؟ شما به عنوان نماینده چند دوره مجلس آیا این موضوع را احساس کردید؟ می‌پذیرید؟

در این موضوع باید دو بحث را از یکدیگر تفکیک کرد، یک طرف ساختار حقوقی مجلس است و سوی دیگر وزن خود نماینده‌ها. در قانون اساسی آمده است که وظیفه انحصاری قانونگذاری متعلق به مجلس است. امام نیز به همین جهت مجلس را در راس امور می‌دانستند. اما در طی چند دهه به تدریج انحصار قانونگذاری را از دستان مجلس خارج کرده‌اند.
 
به یاد دارم که در زمان مجلس هفتم، که البته آن زمان در دولت آقای خاتمی به عنوان معاون امور مجلس حضور داشتم، اختلافی میان شورای نگهبان و مجلس ایجاد شده بود. این اختلاف به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارجاع داده شد و البته من نیز در آن جلسه حضور داشتم که ریاست آن جلسه را نیز مرحوم آیت‌الله هاشمی به‌عنوان رئیس وقت مجمع در اختیار داشتند. آقای سبحانی، نماینده دامغان نیز ریاست کمیسیون برنامه و بودجه مجلس را در اختیار داشتند و در جلسه حضور داشتند. ماجرا این بود که مجلس طرحی را به تصویب رسانده بود که شورای نگهبان نیز به آن ایرادی وارد کرده بود در جلسه بررسی این طرح در مجمع، مرحوم هاشمی با روش خود به‌نوعی متن را تغییر دادند و درهمان جلسه یک مجادله لفظی میان آقای حسن روحانی که الان رئیس‌جمهور هستند با مرحوم هاشمی ایجاد شد.

آقای روحانی به مرحوم هاشمی گفت شما حق ندارید متن قانون را تغییر دهید

دو طرف تند شدند و حتی مرحوم هاشمی نیز با لحن تندی پاسخ دادند، آقای روحانی نیز بسیار عصبانی شدند. در واقع آقای روحانی همین صحبت بنده را تایید می‌کرد و به مرحوم هاشمی گفت که «شما حق ندارید متن قانون را تغییر دهید و فقط می‌توانید بگویید نظر شورای نگهبان درست است یا خیر.» اتفاقا آن متن موردنظر مرحوم هاشمی به سود دولت آقای خاتمی نیز بود. من همانجا به آقای سبحانی گفتم که این نظر به نفع ما (دولت) است، اما شما اکنون در مجلس هستید و شاید یک روز هم ما وارد مجلس شدیم، این روند در نظام قانونگذاری کشور خطا است.
 
حالا شما فکر کنید در مجمع تشخیص ممکن است با همین روندی که گفتند طرح مورد مجادله‌ای تصویب شود و بر طبق قانون نیز مجلس دیگر نمی‌تواند آن را تغییر دهد مگر آنکه دارای محدودیت زمانی باشد و این زمان به پایان برسد.

این به این معنا است که مجلس در یک امر مهم عقیم می‌شود. این روند از همان روز‌ها آغاز شد. به یاد دارم نخستین بحث‌هایی که در مجلس ششم درباره سیاست‌های کلی مطرح شدند این بود که آیا این سیاست‌های حاکم بر این موضوع (قانونگذاری) است یا خیر؛ بنابراین مشخص است که به تدریج مجلس را در مسیری قرار داده‌ایم که دیگر به لحاظ ساختاری خیلی تاثیرگذار نیست و دیگر ذاتا در راس امور نیست.

«سیاست‌های کلی» قانون‌گذاری را عقیم می‌کنند

از این حرف شما می‌توان این برداشت را کرد که شما موافق با انحلال مجمع تشخیص و ایجاد مجلس سنا هستید؟

این موضوعات را مطرح کردم که به همین نکته برسیم. در هئیت نظارت مجمع تشخیص مصلحت نظام، چند عضو حضور دارند و اگر تشخیص بدهند که مصوبه مجلس خلاف سیاست‌های کلی است دیگر مجلس کاری نمی‌تواند انجام دهد و شورای نگهبان نیز می‌گوید، چون مقام معظم رهبری سیاست‌های کلی را صادر کرده‌اند این مصوبه خلاف است و نباید عملی شود؛ بنابراین عملا تمامی این مسائل در کنار یکدیگر مجلس را عقیم کرده است. شاید اگر در راستای تذکر مقام معظم رهبری مبنی بر تغییر ترکیب مجلس، گام برداریم، تکلیف را مشخص کرده‌ایم. برای نمونه دو مجلس قانونگذار را تاسیس کنیم که یک مجلس شورای اسلامی باشد و مجلس دیگر سنا یا هر نام دیگری که می‌خواهند بر آن بگذارند.
 
این دوگانگی کنونی کار تصمیم‌گیری را برای نمایندگان مجلس دشوار می‌کند. علاوه بر تمامی این موارد، این روز‌ها پای شورای هماهنگی اقتصادی سران قوا که البته من نیز در آن عضو هستم به میان آمده است و ما می‌توانیم هر خلا قانونی را در این شورا مطرح کنیم و طرح جدیدی را به تصویب برسانیم و همه این نهاد‌ها را کنار بزنیم.

پس شورای اقتصادی سران قوا توانایی ابطال مصوبات را نیز دارد؟

بله به‌دلیل شرایط کنونی، شورای هماهنگی اقتصادی سران قوا اگر به یک جمع‌بندی برسند و خدمت حضرت آقا بفرستند، در صورت تایید ایشان این روند انجام می‌شود.

پر و بال مجلس را قیچی کرده‌اند

پس در این شرایط اقتصادی نابسامان اساسا مجلس چه نقشی دارد؟

من همین نکته را مدنظر دارم. این مجلسی که در کلام می‌گوییم که در راس امور است، اما در عمل پر و بال آن را قیچی کرده‌ایم. در این شرایط آن فردی که به موضوعات کنونی اشراف دارد عملا کاری از دستش برنمی‌آید و فرد دیگری هم که نمی‌داند تصور می‌کند مجلس همین است!

فکر نمی‌کنید که شاید عملکرد نه چندان مناسب مجلس دهم موجب شده است تا کار‌ها به شورا‌های جانبی از جمله شورای هماهنگی سران قوا محول شوند؟

ببینید؛ مقام معظم رهبری در چنین شرایط بحرانی به این نتیجه رسیده‌اند که دو قوه دیگر باید در کنار قوه مجریه قرار بگیرند و اجازه ندهند که دولت زمین بخورد؛ بنابراین منظور مقام معظم رهبری از تشکیل سران قوا و شورای هماهنگی اقتصادی آن بوده است تا موانع پیشروی دولت هموار شوند. نظر ایشان بر آن نبوده است که روند تصویب قانون و اجرای آن در شورای عالی هماهنگی اقتصادی انجام شود.

شورای عالی اقتصادی نباید خود قانونگذار شود

قرار بوده است که اگر در موضوعی گره‌ای ایجاد شد مسئله به مجلس ارجاع داده شود و مجلس نیز برای آن قانونی را بگذراند. به نوعی این اقدام بدان معنا است که قوه قضاییه از حقوقش بگذرد، منظور مقام معظم رهبری این بود. اما ما به تدریج تلاش می‌کنیم تا مسائل را در همین شورا مطرح و تصویب کنیم. برای نمونه در یکی دو نمونه من وقتی دیدم که روند تمدید اعتبارات سال مالی عمرانی در مجلس بیشتر طول می‌کشد آن را در شورای هماهنگی مطرح کردیم و به تصویب رساندیم.
 
چراکه ما ابتدا باید آن را به تصویب مجلس می‌رساندیم و بعد باید به شورای نگهبان ارجاع داده می‌شد، در صورتی که شورا نیز بر آن ایراد وارد می‌کرد در اختیار مجمع تشخیص قرار می‌گرفت و سال مالی ما تمام می‌شد! بنابراین من تمامی این موارد و دستگاه‌های مختلف را مطرح کردم تا گره‌های روند قانونگذاری در کشور را مشخص کنم.

مجلس کنونی دستپخت رد صلاحیت‌ها است

آقای تاجگردون! شما جواب صریحی به سوال من ندادید، این مجلس و نمایندگانش عیار و وزنه نمایندگی را دارند؟

ببینید اتفاقی که افتاد این بود که برخی قهر کردند ودر عرصه انتخابات حضور پیدا نکردند، برخی دیگر را نیز رد صلاحیت کردند؛ بنابراین‌تر و خشک باهم سوختند. ممکن است اعضای حقوقدانان و فق‌های شورای نگهبان ازاین جمله مکدر شوند، اما خب این مجلس دستپخت همین رد صلاحیت‌ها است. مردم نسبت به خیلی از موضوعات واکنش نشان می‌دهند.
 
من در مجلس نهم نیز حضور داشتم. آن مجلس اصولگراتر بود و این مجلس میانه‌روتر است. البته اصلاح‌طلب نیست. در هر دو دوره نیز رئیس کمیسیون برنامه و بودجه بودم. در دوره نهم، اقای احمد توکلی، الیاس نادران، غلامرضا مصباحی مقدم و رضا عبداللهی بودند. در این مجلس نیز آقای حاج‌بابایی، تابش، مصری و محبی نیا حضور دارند و به نوعی ترکیبی از اصلاح‌طلب‌ها و مستقلین هستند.

برخی چهره‌های اصولگرا به درد مجلس می‌خورند

فرض کنیم که شورای نگهبان صلاحیت عده‌ای را تشخیص نمی‌دهد، مردم که نمی‌توانند همه این موضوعات را در کنار یکدیگر تطبیق دهند. عده‌ای نیز با یک پیام در برابر این اقدام شورای نگهبان موضع می‌گیرند، مردم با همین سیگنال عده‌ای دیگری از نمایندگان صاحب صلاحیت را رد صلاحیت می‌کنند. برای نمونه در تهران شما دیدید که افرادی نظیر توکلی، نادران و مصباحی مقدم که به درد مجلس می‌خورند را مردم رد صلاحیت کردند؛ بنابراین رد صلاحیت نمایندگان به درد بخور اصولگرا نتیجه رفتار شورای نگهبان در رد صلاحیت اصلاح‌طلبان بود. این مسیری است که انتخاب کردیم که البته معتقدم مسیر بدی است.

یعنی شما می‌گویید که بجای اینکه هر فردی در لیست اصلاح‌طلبان قرار بگیرند، برخی از افرادی که نام بردید در این لیست جای بگیرند بهتر است؟

نخیر چنین امری ممکن نیست که مثلا اقای الیاس نادران در لیست اصلاح‌طلبان جای بگیرند.

نمره غلامرضا تاجگردون ۱۰۰ نیست!

اما همین مردمی که اشاره کردید معمولا سوار بر موج‌های سیاسی ایام انتخابات می‌شوند و تصمیم به رأی دادن می‌گیرند...

بله همینطور است مردم سیگنال‌هایی را دریافت می‌کنند و تنها با نگاه سیاسی تصمیم می‌گیرند. ما باید طیف انتخاب را در برابر مردم افزایش دهیم. معتقدم باید در این موضوعات با اعتدال بیشتری عمل کرد. یعنی به همه با یک دید نگاه نکنیم. نمره همه که ۱۰۰ نیست؟ کسی نمی‌تواند بگوید که نمره غلامرضا تاجگردون از هر نظر فنی، اقتصادی مالی و اخلاقی ۱۰۰ است. اگر این‌طور بود که همه امام زمان می‌شدند. ما باید از یک سری از موضوعات بگذریم تا بتوانیم به مملکت سامان دهیم.

آقای تاجگردون! بدون تعارف، شما مجلس دهم را با همه توضیحاتی که درباره آن و شرایط شکل گیری اش دادید، «عصاره فضائل ملت» می‌دانید؟

من نمی‌خواهم به فردی توهین کنم فقط باید بگویم که مجلس می‌توانست از این بهتر باشد و ما خود این مسیر را انتخاب کرده‌ایم. اگر از خیلی‌ها سوال کنید ناراحت هستند که در مجلس حضور دارند، این دلخوری‌ها البته از افراد نیست بلکه به‌دلیل فرآیند‌ها است. ولی نمی‌شود جریانی را بازخواست کنیم که چرا این لیست را بستند.

وقتی لیست‌های اول تا سوم یک جریان رد صلاحیت می‌شود عملا راه دیگری برای از دست نرفتن فرصت ۳۰ کرسی مجلس به جز همین لیست نبود. شاید یکی از نکات مثبت قانون اصلاح انتخابات که البته تصویب نشد، موضوع سهمیه‌بندی برای جناح‌های سیاسی بود. فرض کنید جریان اصولگرا در تهران ۳۰ درصد آرا را دارند، اما یک نفر را نیز در مجلس ندارند. در دوره قبل نیز اصلاح‌طلبان همین درصد را داشتند، اما یک نفر در مجلس نداشتند. ما نیز باید به‌مانند دیگر نظام‌های پارلمانی، به این افراد سهمیه بدهیم. در این صورت دیگر لازم نبود اصولگرایان و اصلاح‌طلبان در لیست‌های یکدیگر حضور داشته باشند، ولی شورای نگهبان ایراد گرفت و اجازه تصویب این طرح را نداد.

مجلس دهم آقا ندارد

آیا شما مجلس چندقطبی را که در این دوره نیز تا حدی ظهور و بروز یافته است، گزینه مناسبی برای نظام پارلمانی در ایران می‌دانید؟

اتفاقا در بدو تشکیل این دوره از مجلس من در مصاحبه‌ای تاکید کردم که مجلس کنونی «آقا» ندارد. هنوز سه فراکسیون هم تشکیل نشده بود، اما مشخص بود که این مجلس آقا ندارد. برخی از بزرگان تصور می‌کردند یک لیست را که ارائه کرده‌اند پس پیروز شده‌اند. مثلا لیست امید حدود ۱۸۰ نفر را شامل می‌شد، اما یکی از این افراد آقای علی لاریجانی بود، بنابراین مشخص بود که ایشان زیر بلیط آقای محمدرضا عارف قرار نمی‌گیرند. در آن زمان تنها به برد در برابر جناح مقابل فکر شد و اساسا برنامه‌ای برای پس از پایان انتخابات تعیین نشده بود؛ بنابراین این مجلس تکلیفش از نظر من مشخص است.

مجلس چندقطبی کنونی پشتوانه فکری ندارد.

اما نکته‌ای نیز وجود دارد و آن اینکه چندقطبی با تفکر می‌تواند کارآمد نیز باشد، اما چند قطبی اتفاقی به هیچ وجه مناسب نیست؛ و چند قطبی کنونی مجلس نیز از پشتوانه فکری بهره نبرده است. برای نمونه در هیئت رئیسه لیست امید من با آقای جعفرزاده، نایب‌رئیس فراکسیون مستقلین تفاوت فکری ندارم یا حتی با آقای کاظم جلالی نیز در تفکر اداره کشور تفاوت‌های فاحشی نداریم. اما ما در دو فراکسیون جدا حضور داریم و بعد برای اینکه یک نفر کارپرداز یا عضو هیئت‌رئیسه مجلس شود حاضر هستیم تا کل بازی را بر هم بزنیم که همین کار را نیز انجام دادیم.

شاید شما خیلی اختلاف فکری با آقای کاظم جلالی نداشته باشید، اما به‌نظر می‌رسید که اختلافات جدی میان آقایان عارف و جلالی وجود دارد تا حدی که عارف حتی حاضر شود قدرت لابی گری و نفوذ جلالی در مجلس را نادیده بگیرد و ائتلاف با مستقلین را برهم بزند. ائتلافی که می‌توانست نتایج بهتری برای اصلاح‌طلبان درپی داشته باشد...

من از روز نخست تشکیل مجلس پیشنهادی را مطرح کردم که نظرات مثبت و منفی درباره آن ایجاد شد، اما آقای عارف و لاریجانی هردو با آن موافقت کردند. ببینید به‌دلیل اینکه بحث اصلی بر سر چینش هیئت‌رئیسه بود، درواقع اختلافات از همین نقظه آغاز شده بود و دعوایی پیرامون نحوه اداره مملکت یا استراتژی مجلس وجود نداشت.

لیست مشترک هیئت‌رئیسه با مستقلین را به عارف پیشنهاد دادم

بحث آن بود که در سال اول چه کسی رئیس باشد و ۹ کرسی دیگر را چه افرادی به خود اختصاص دهند. پیشنهاد من آن بود که کسی کاری به اینکه آقای عارف رئیس می‌شود یا لاریجانی نداشته باشد و به ۹ نفر دیگر فکر کنیم. در همین راستا، پنج نامزد را آقای لاریجانی پیشنهاد بدهد و پنج فرد دیگر را نیز آقای عارف پیشنهاد دهد. ما این لیست ۱۰ نفره را به صحن می‌بریم. نماینده‌ها باید ۹ نفر را برای کرسی‌ها انتخاب کنند و البته رئیس‌مجلس نیز باید برگزیده شود. عارف و لاریجانی نیز نامزد ریاست هستند. خب اگر در صحن آرای آقای لاریجانی بیشتر باشد خود به خود اعضای نزدیک به او نیز پنج نفر می‌شوند و آقای عارف نیز همچنان چهار عضو را در هیئت‌رئیسه خواهد داشت و اینگونه جریانی کنار گذاشته نمی‌شود.
 
در بحث نواب نیز همین پیشنهاد را مطرح کردم مبنی بر اینکه آقای عارف دو نفر را به آقای لاریجانی پیشنهاد بدهند و ایشان نیز دو نفر را به آقای عارف. هر فرد می‌تواند یکی از افراد پیشنهاد شده را بپذیرد و این می‌تواند یک لیست مشترک کارآمد باشد. یعنی در مجلس دو نائب‌رئیس حضور دارند که این دو جریان آن‌ها را قبول دارند و در مورد ۹ عضو هیئت رئیسه نیز به همین ترتیب می‌شود.

نظرات شخصی عامل تفرقه میان مستقلین و امیدی‌ها بود

از همین‌جا برخی به‌فکر این افتادند که شاید نام من از لیست درنیاید و انشقاق‌ها ایجاد شد. در سوی مقابل نیز اصولگرا‌های ولایی رشد کردند و تعداد خود را افزایش دادند و توانستند تا در برابر آقای لاریجانی قدعلم کنند و بدین ترتیب مرزبندی‌های سیاسی تغییر کرد. از این رو معتقدم اگر تا حدی نظرات خیلی شخصی افراد وارد ماجرا نمی‌شد، مجلس می‌توانست موثرتر ظاهر شود.


آقای بهزاد نبوی نیز از طرح پیشنهادی شبیه به آنچه که شما عنوان کردید به آقای عارف و لاریجانی در سال اول مجلس برای ما روایت کردند که بر اساس آن هر دو طیف یک فراکسیون واحد تشکیل دهند و یک هیئت‌رئیسه م